مشروح سخنرانی شب هشتم محرم الحرام 1441 /

توانمندسازی فکری، مسئولیت‌ مهم اجتماعی بانوان است

روابط عمومی (۲) ۱۷ شهریور, ۱۳۹۸ ۰

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

شب هشتم محرم ۱۳۹۸/۰۶/۱۶

موضوع: نقش بانوان در حماسه کربلا

در مکتب حسین علیه‌السلام؛ ۵ توصیه برای صبر برگناه

روایاتی از امام حسین -علیه السلام- در ارشاد القلوب است «یَابنَ آدَم اِنَّمَا اَنتَ ایّامٌ کُلَّمَا مَضی یَومٌ ذَهَبَ بَعضُکَ» فرزند آدم تو همین روزها هستی.  همین لحظات و ساعات و دقایق که بر تو میگذرد، تو همین هستی. یک روز که تمام می شود قسمتی از تو رفته. قسمتی از تو کم شده «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ» مثلاً شما ۷۰ سال یا ۹۰ سال هستی، هر یک روزی که می‌گذرد یک چیزی از تو کم می شود. ایام را غنیمت بشماریم و حواسمان به عمرمان باشد.

روایت دیگر در بحارالانوار است. بعضی از این روایات را با اینکه شنیده ایم و به گوشمان خورده ولی تکرار و شنیدن دوباره اش  برایمان مفید است. شخصی آمد خدمت امام حسین -علیه السلام- عرض کرد: من یک مرد گناهکاری هستم و در برابر گناه شکیبایی ندارم. تحملم در برابر گناه کم است. موعظه ای کن مرا که بتوانم خودم را حفظ کنم.  حضرت فرمودند: پنج کار را انجام بده بعد هر جا دلت خواست برو و گناه کن. یک، روزی خدا را نخور هر گناهی خواستی بکن. (اگر انسان همین روایت را دقت کند  و به آن عمل کند  ملکه عصمت در او به وجود می آید و  معصوم می شود) دوم، از ولایت خدا بیرون برو، تحت ولایت و احاطه و سیطره خدا نباش  هر گناهی خواستی بکن. ( «وَ لا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ» کجا می خواهی فرار کنی؟ کجا تحت ولایت خدا نیست)؟ سوم، جایی را که خدا نبیند پیدا کن، هر گناهی خواستی بکن. (همه اینها آیه و روایت دارد. بنای من فقط بر خواندن روایت است). چهارم، چون فرشته مرگ آمد که روحت را قبض کند او را از خود بران و هر گناهی خواستی بکن. پنجم، وقتی مالک دوزخ تو را به دوزخ  وارد کرد داخل دوزخ نشو و هر گناهی خواستی بکن.

اگر توان این پنج مورد را داری، هر گناهی دلت خواست بکن. چه موعظه قشنگی امام حسین -علیه السلام- به این شخص کرد. عصمت ملکه  علمی است. اگر ملکه ذاتی بود که ارزشی نداشت. انبیای الهی و اهل بیت ذاتا عصمت ندارند.  عصمت آنها علمیست.  حالا اینکه از کی شروع می شود، از عالم ذر شروع می شود یا از کی شروع می شود، بحث خودش را دارد.

بانوان موثر در کربلا را بشناسیم

بحث ما در نقش بانوان در واقعه عظیم کربلا بود. چرا در این واقعه بزرگ و مهم و در این جریان عظیم تاریخی، بانوان در آن دیده نشوند. کمتر به بانوانی که در آن نقش داشتند پرداخته می شود. هم در قبل از واقعه، هم حین واقعه، هم عاشورا و کربلا، هم بعد از واقعه در دوران اسارت. حتی زمانی که وارد مدینه می شوند بانوانی هستند که در مسیر کربلا و عاشورا قدم بر داشتند و بعضی‌ها هم به شهادت رسیدند. این سلسله و این دوده باید با هم دیده شود.  لااقل برای یک بار هم که شده یک دور مرور شود و بشنویم و افرادش را بشناسیم. یک بار به گوشمان بخورد که چه شخصیت هایی بودند. می‌دانید که با یک ترفندی و نقشه ای می خواستند حسین -علیه السلام- را بکشند به وسط بیابان و در آنجا به شهادت برسانند. بعد هم بگویند دو قبیله از عرب با هم دعوای شان شده، بر سر پست و مقام  و زن  از این مسائل که گفته می شود. بعد از یک مدت هم نسیّا منسیّا شود؛  اما حسین -علیه السلام- با آن تدبیر الهی و نور الهی که در اختیار داشت طراحی و نقشه دشمن را از بین برد. با همراه کردن بانوان در این مسیر سراسر برکت و خیر که تا قیامت نور افشانی می کند، اگر بانوان نبودند کار این قصه تمام بود. لذا نقش بانوان بسیار نقش ارزنده ای است. اصلاً نمی شود نادیده گرفت. البته قله و آن چهره مشعشع و نورانی که در این جریان حضور دارد حضرت زینب -سلام الله علیها- است. البته ام کلثوم و فاطمه بنت الحسین و سکینه و تعدادی از آنها که در این شب ها برای شما گفتم هم هستند. لذا به مناسبت به بعضی از مسائلی که راجع به بانوان مطرح می‌شود هم اشاره کردیم.

از مسئولیت‌های مهم اجتماعی بانوان، توانمندسازی فکری است

یکی از مسائلی که مطرح می کنند این است که از نظر اسلام حضور زنان در فعالیت های اجتماعی و داشتن مسئولیت و امثال ذالک ممنوع است. اسلام قبول ندارد. البته این بحث ابعاد مختلفی دارد که باید مفصل به آن پرداخت  و زوایای مختلف آن را دید اما این که زن مسئولیت اجتماعی دارد؛ یعنی چه، آن را هم باید تعریف کرد. قطعاً بانوان در مقابل منکراتی که در جامعه و اجتماع واقع می شود مکلف هستند. اتفاقاً وظایف مهمی هم بر عهده دارند. از مسئولیت‌های مهم اجتماعی بانوان توانمندسازی فکری است؛ یعنی قشر عظیم خانم ها باید از نظر فکری و اعتقادی به واسطه نقشی که در تمدن سازی دارند و جامعه سازی دارند رشد یافته و بالنده تر از این باشند. باید خیلی قوی باشند. زن نباید عامل سست کردن اراده ها باشد.  اتفاقاً زن باید عامل تقویت اراده و فکر و اعتقاد باشد. همانطور که در صدر اسلام اینگونه بود و زنان نقش داشتند. موارد متعددی را برایتان گفتم.  همان طور که در کربلا این گونه بود. زن ها اراده مردها را قوی کردند. در ۸/۹ مسئله که بیان کردیم، ایفای نقش کردند. مردان را تشجیع و اراده و حمیت آنها را برای شرکت در جنگ  تقویت کردند. در عصر خود ما، در دوران دفاع مقدس مادران و خواهران و همسران شهدا و جانبازان همه اینها این گونه بودند. نقششان تقویت اراده و محکم کردن بنیان های فکری و اعتقادی افراد بود، اما وقتی دشمن رخنه کرد همین شخصیتی که می تواند محکم کاری کند، سست می کند و استحکام را از بین میبرد. جریان آندلس را مکرر شنیده اید. تمدنی چندصد ساله ساخته شد.  شاید ۷۰۰ سال طول کشید. با همان اراده ها و با همان استحکام واقع شد و اسلام در قسمت‌های زیادی از عالم توسعه پیدا کرد. دشمنان راه های مختلف را رفتند و نشد. همین زنی که عامل تقویت اراده است را به کار گرفتند و شد عامل سست کردن اراده.  دین سقوط کرد.  ارزش های دینی و الهی و اسلامی در آنجا سقوط کرد و کفر غلبه پیدا کرد. بدبختی مسلمان ها شروع شد. الان هم همین طور است. الان هم در مقابل نظام الهی و اسلامی ما، در همه این عقبه های کؤود که برای ما فراهم کردند از تحریم اقتصادی بگیرید تا مشکلات نظامی، در طول این ۴۰ سال آن چیزی که احتمال دارد و احتمالش هم قوی است که ضربه بزند و ما را از پا در بیاورد مسائل اخلاقی است. مسائل فرهنگی و بی بند و باری و ولنگاری اخلاقی است. نباید حتی اجازه روزنه‌ای را داد. همه مسئولند.  نه اینکه فقط من بگویم یا فقط امام جمعه ها مسئول اند، یا یک سری افراد خاص بگویند و بقیه گوش دهند. تک تک افراد مسئول هستند. اگر رخنه کرد، فقط یک نفر از بین نمیرود.  اسلام ضربه می خورد. نظامی که قریب ۳۰۰ هزار نفر شهید داده، وصیت نامه همه شهدا را بخوانید، بلا استثنا همه آن ها به یکی از چیزهایی که اشاره می کنند حجاب و عفاف است. آن زمان که آنها به جنگ و جبهه و جهاد رفتند که مسئله حجاب اینگونه نبود.  بی بند و باری و بی عفتی امروز را ببینید. الان کشورهای دیگر به خاطر محرم احترام می کنند؛ اما اینجا چه مصیبتی است. این سستی شماهاست. سستی من نیست.  من آن مقدار که میتوانم دارم انجام می‌دهم. سستی مردم این شهر است. محکم باشید نگذارید حرام در کنار شما به راحتی انجام شود. سستی کنید، دشمن وارد می شود. مثل سرما میماند. دیده اید وقتی تمام سوراخ های یک اتاق را می گیرید باز احساس می کنید که یک سوزی می آید.  نگاه می کنید می بینید یک سوراخ کوچکی یک جایی باز است. سرما از همانجا می آید و کل اتاق را تحت تاثیر قرار می دهد. تمام گرمایی که در آن درست کردید از بین می رود. فساد اینجور می آید. تمدن ۷۰۰ ساله آندلس را به باد داد. باید حواسمان را جمع کنیم. جامعه بانوان، با امر به معروف و نهی از منکر بانوان از خطر ها و آسیب ها حفظ می شود. جامعه را سالم نگه می دارد.

مخالفت با فعالیت های اجتماعی بانوان، تهمت به اسلام است

خدای تعالی در خلقت بانوان ظرافت و لطافتی را قرار داده  که برای مردان نیست. به تعبیر امیرالمومنین «فَإِنَّ الْمَرْأَهَ رَیْحَانَهٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَهٍ» لذا به شدت در معرض پژمرده شدن و آسیب است. نمی‌شود با آنها مثل مردها عمل کرد. و مثل کسانی که توانمندی های زیاد دارند با خانم ها هم این گونه برخورد کرد.  اینطور نیست. در عین حال که آزاد اند و می توانند و حق این را دارند که مستقلاً کسب درآمد کنند و فعالیت اقتصادی داشته باشند، حتی اگر کاری اختصاصی آنها بود برای آنها واجب عینی می شود که به آن کار بپردازند و بانوان دیگر را خدمت کنند و با بودن زن در آن موضوع خاص مراجعه به مرد برای آنها حرام خواهد بود و جایز نیست، لذا نسبت هایی که به اسلام داده می‌شود نسبت درستی نیست، که اسلام با علم آموزی و کسب درآمد و شغل و مسئولیت اجتماعی و حضور در اجتماع مخالف است. این حرف کاملاً غلط است.  در صدر اسلام در زمان حضور رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- این حرفها نبود. امروز هم نیست. تهمتی است که به اسلام زده شده است و می زنند. بله اسلام با بی بند و باری با ولنگاری و با فحشا و فساد مخالف است و کوتاه هم نمی آید. امیرالمومنین با این که از او چهره خشنی در تاریخ نشان دادند  شوخ طبع بود و میخندید. خشونت امیرالمومنین فقط در یک جا بود. خَشِنٌ فِی ذَاتِ اللَّه ؛ هرجا حرام بود خشن بود. در مابقی مواقع آنقدر شوخ بود که می گفتند به درد حکومت نمی خورد. یکی از علت‌هایی که بعد از پیغمبر اکرم نگذاشتند خلیفه شود این بود که خیلی شوخ بود. می گفتند خلیفه باید جذبه داشته باشد. ولی در تاریخ چهره او را خشن معرفی می‌کنند. عکس دروغ هم از او درست می کنند ابروهایش گره کرده است.  اینطور نبوده. بچه یتیمی سوار امیرالمومنین شده بود و امیرالمومنین بع بع می کرد.  مادر آن بچه هم امیرالمومنین را لعن می کرد و نمی دانست که او امیرالمومنین است. عرضم چیز دیگری است. با ولنگاری و فحشا اسلام مخالف است.  آن هم اختصاص به زن ها ندارد. مردها هم همین طورند. اگر مردی ولنگار بود و فساد داشت با او مخالف است. فساد اخلاقی، انحراف رفتاری داشت با او هم باید مثل زن برخورد شود، فرقی نمی کند. آیات الهی را ببینید.  «السَّارِقُ وَ السَّارِقَهُ»، «الزَّانِی وَ زَانِیَهً». در علم آموزی هم همین طور. «طَلَبُ اَلْعِلْمِ فَرِیضَهٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ» طلب علم برای همه واجب است، چه زن چه مرد مساوی هستند. فرقی بین زن و مرد نیست. همه امور همین طور است. حرف دروغی است که به اسلام زده می شود. الا یکی دو مورد و چند مورد خاص  بقیه‌اش مشکلی نیست. در صدر اول زنانی به کارهای خاص اختصاص داشتند مثل  قابلگی و مسائلی از این دست؛ اما در بقیه کارها مثل پرستاری، طبابت در جنگ ها، کمک به پیغمبر، آبرسانی، امدادرسانی، حتی با شمشیر به دست گرفتن و مبارزه کردن در کنار پیغمبر بودند. مواردی را جلسات قبل برای شما عرض کردم .

جلوه معنوی بانوان

حضور بانوان در بحث معنویت غوغاست. به خاطر این که خدای تعالی در این ها ویژگی‌هایی قرار داده است که می توانند این مسیر را با سرعت بیشتری طی کنند. به  مقاماتی می رسند که مردها مدتی طول می‌کشد تا به آن مقام و جایگاه برسند. ببینید در کربلا امام حسین -علیه السلام- که قطب عارفان دنیاست، قطب عاشقان عالم است، آنقدر انس به نماز دارد که  یک شب را فرصت می گیرد که به نماز و دعا و قرآن بپردازد و به دشمن رو می اندازد؛  اما این حسین -علیه السلام- از حضرت زینب -سلام الله علیها- التماس دعا می گیرد و می گوید مرا در نماز شب یاد کن. این بانو در یک رفعت مقام و قله ای از معنویت قرار گرفته که حسین -علیه السلام- حجت خدا روی زمین، می گوید من را در نماز هایت فراموش نکن. آن بانو چقدر عظیم است! با این همه مصائب ای که برای او واقع شد و داغ شش برادر دید و فرزندان خودش شهید شدند و دیگران را هم اداره کرد، شب یازدهم نماز شبش ترک نشد. آن وقت بد نیست  سیاه پوش حسین -علیه السلام- نماز صبحش اول وقت نباشد؟! یا خدای نکرده زبانم لال قضا شود. باید خیلی مواظب بود. در تاریخ زنان فراوانی داریم در بحث صوفیه و عرفان مثل رابعه عدویه که مکتبی را به عنوان عشق الهی راه انداخت. تعدادشان هم زیاد است. به آنها می گفتند اهل معرفت. جلسه وعظ و خطابه داشتند.  مردها می آمدند پای منبر آنها می نشستند. شعوانه داریم. عنیده داریم.  در بعضی از منابع داریم که ۵۰۰ نفر زن و مرد پای منبرش می‌نشستند. حالا اینها صوفیه بودند. درست و غلط بودن مشی فکری شان بحث ما نیست؛ اما در عالم اسلام آنها پرورش پیدا کردند.  تاریخ زنان در عالم اسلام که مقامات علمی کسب کردند و درجاتی از معرفت و علم را به دست آوردند، هزار ساله است،  بلکه بیشتر.

امام حسین یک انقلابی است

جامعه امروز ما از آموزه های امام حسین خیلی دور است. با خرافه و دروغ و تظاهر متاسفانه مخلوط شده. با این ها نمی شود اصلاح کرد.  امام حسین اصلاح طلب است. البته یک سری از این کلمات دزدی شده است. همانطور که اصولگرا بود. یک وقت برای شما عرض کردم حضرت به دنبال اصلاح بود. گفت «إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّهِ جَدِّی» یعنی من اصلاح طلب هستم؛ اما حقیقتاً. می خواهم چه مسیری را طی کنم؟ می خواهم برگردانم به اصول. «اَسیرَ بِسیره جَدّی وَ اَبی» اصولگراست. مشیم چیست؟ مشیم  اعتدالی ست؛ نه افراط دارم نه تفریط. لذا امام حسین -علیه السلام- در اوج خباثت طرف مقابل هرگز زبان به بدی باز نکرد. هرگز کلمه بدی از زبانش خارج نشد.  بچه قنداقه اش را روی دست گرفت. آن ملعون از گوش تا گوش این بچه را برید و با تیر سه شعبه ذبح کرد، حضرت گفت خدایا تو داری میبینی. یک کلام چیز دیگری نگفت. اوج ادب اس.ت مجموعه اصلاح طلب و اصولگرا و اعتدالی در حرکت امام حسین -علیه السلام- هست ولی در دوره ما چون همه با دروغ مخلوط شد کنار گذاشتیم و گفتیم انقلابی و غیر انقلابی. اگر انقلابی بود همه آنها را دارد. امام حسین یک انقلابی است. حواسمان باشد با خدعه و خرافه و دروغ نمی شود اصلاح کرد. مطالب خیلی روشن و صاف است. حالا ما بیایم به اسم امام حسین  و مجلس امام حسین آنجا را پر از خرافه و پر از دروغ کنیمو پر از حرف هایی کنیم که هرچه در تاریخ می گردیم برایش ریشه ای پیدا نمی کنیمو  بعد افرادی که میخواهیم جمع شویم، همه برای تظاهر و ریا و ظاهر سازی است. معلوم است که چیزی از آن در نمی آید. با اینکه همه مشکلات جامعه با عاشورا حل می شود، با فرهنگ عاشورا و با فرهنگ امام حسین. ما فقط به بعد ظاهری آن می پردازیم. فقط به بعد عاطفی توجه داریم. پس فضای عقلانی کربلا کجاست؟ چه کسی باید بگوید؟ کِی و کجا  باید گفته شود؟

بانوان فرهیخته جهان اسلام در عرصه علم و ادب

تعدادی از بانوان جهان اسلام را برای شما بگویم. شاید صدها نفر باشند اما من بعضی از آنها را از قرن های مختلف می گویم. «فاطمه معصومه» دختر موسی بن جعفر از روات احادیث شیعه است. «خیزران» مادر امام جواد -علیه السلام- فاضل و پرهیزکار بود. «حبابه والبیه» دختر جعفر اسدی والبی است.  این شخص خیلی عجیب است. از اصحاب امیرالمومنین است. از اصحاب امام حسن و امام حسین است و تا امام رضا، هشت امام را دیده است. شاگردی هشت امام را کرده است. وقتی که امام رضا -علیه السلام- را دید، تقریباً ۸/۹ ماه بعد از این که امام رضا را دید از دنیا رفت. امام رضا دستور داد پیراهنش را به او بدهند. با پیراهن امام رضا دفن شد. دویست و سی سالش بود. آقا کتابی دارند به نام انسان ۲۵۰ ساله، ۲۳۰ سالش را این زن دیده است.  از امیرالمومنین تا امام رضا -علیه السلام- اسمهای اینها را که می‌گویم حوصله کردید بروید بخوانید. یکی دیگر از این شخصیت ها «ام کلثوم عمری» دختر محمد بن عثمان بن سعید عمری، نائب دوم امام زمان -سلام الله علیه- است. شخص فاضله عالمه، راوی حدیث، از پدرش محمد بن عثمان نقل حدیث می کند. از حسین بن روح نقل حدیث می کند. خیلی شخصیت بزرگیست. ام کلثوم دختری دارد به نام «ام ابی نصر» او هم از روات احادیث شیعه است. بسیار عالمه و محدثه و فاضل بوده. شخصیت موثقی در کتب روایی ماست. جزو موثقات است. «دختر سید مرتضی علم الهدی» -رضوان الله علیه- محدثه، عالمه و فاضله بود. نهج البلاغه را از عمویش سید رضی نقل می کند. و شیخ عبدالرحیم بغدادی که از علمای اهل سنت است او از دختر سید مرتضی نهج البلاغه را نقل می کند؛ یعنی دختر سید مرتضی استاد این عالم سنی در نهج البلاغه بوده است. «ام علی» همسر شهید اول است.  محدث بود. فقیه بود. جزوه روات احادیث شیعه است. به اضافه اینکه خود شهید اول خانم ها را دستور داده بود که هر کس سوال شرعی دارد و مسائل فقهی دارد سراغ ام علی برود. و او هم دختری داشت به نام «فاطمه» که او هم از فقها و بزرگان شیعه است. در قرون مختلف هستند. کم نبودند. عرض کردم که ثبت نکردند.  من فقط در ادب و فقه و فلسفه و مباحث علوم انسانی دارم می گویم. در هنر و علوم دیگر هم در دنیا خاصی بودند. علما و فقهای قرن چهاردهم از بانوان فراوان است. در همین قرن پانزدهم قرن معاصر ما «بانو مجتهده امین» شخصیت بزرگواری است. خدا رحمتش کند. من با کتاب‌هایش انسی دارم.  خصوصاً کتاب های معرفتی و عرفانی ایشان را بعضا خواندم. تفسیری هم در قرآن دارد به نام مخزن العرفان. در مباحث دیگر هم دارد. بسیار شخصیت بزرگواری است. محدثه و فیلسوف و عارف است. شاگردان زیادی هم داشت، الان هم هستند.

بانوانی که نام آنها در قرآن آمده

چند خانم اسمشان در قرآن با صراحت یا با کنایه آمده. ۱۲ نفر اسم شان در قرآن آمده. «حوا»  به عنوان تائبات. «آسیه» همسر فرعون به‌عنوان مؤمنات. «سارا» همسر ابراهیم به عنوان قائمات. «هاجر» همسر ابراهیم به عنوان سائحات؛ یعنی مهاجر. «یوکابُد»  مادر حضرت موسی -علیه السلام- که او را جزو مسلمات می دانند و از توکل کنندگان بر خدای تعالی. «صفورا» همسر حضرت موسی و دختر شعیب به عنوان الگوی حیا. وقتی که شعیب خواست که حضرت موسی را بیاورند،  پشت حضرت موسی راه می رفتند و برای اینکه حضرت موسی بتواند راه خانه آنها را پیدا کند با سنگ چپ و راست را به او نشان می دادند. اینها درس عفت است.  ولی الان انگار همه با هم فامیل هستند، می خندند. شیطان هم می خندد. «الیزابت» همسر زکریا. اسم دیگری هم دارد که در قرآن به عنوان صالحات و خاشعات  معروف است. «حنّه»  همسر عمران که به عنوان متصدقات و مخلصات بوده.  «همسر ایوب» به عنوان صابرات و ایثارگری مطرح است. «بلقیس» به عنوان عقل و درایت و حق گرایی. «حضرت مریم» به عنوان عفت و پاکدامنی. «حضرت خدیجه» به عنوان ایثار و احسان. البته حضرت «زهرای اطهر» -سلام الله علیها- همه این کمالات را با همدیگر یک جا دارد.

زنان شاعره زمان پیامبر

در زمان پیغمبر اکرم زنان شاعر و ادیب هم بودند. «خنساء» که پیغمبر اکرم گفت بهترین شاعران است. ۴ پسر داشت که هر چهار پسر در جنگ قادسیه کشته شدند.  «کبیشه» مادر سعد بن معاذ، شاعر بود. پیغمبر فرمود به اینکه همه شعر می‌گویند، دروغ می گویند؛ اما مادر سعد شعرهایش راست است. «ام کلثوم» خواهر عمربن عبدود که امیرالمومنین او را به درک واصل کرد. این ام کلثوم برای حضرت علی شعرهایی گفته است که در مردانگی و جوانمردیِ امیرالمومنین خیلی زیبا سروده است. اینها را گفتم که بدانید این طور نبوده که زن در تاریخ اسلام منزوی باشد و نباشد. مجلس درس داشتند. برنامه داشتند. در عین حال خانواده داشتند. زندگی را هم اداره کردند. بنده الان در قم میشناسم خانم مجتهدی را که می تواند رساله داشته باشد. شش فرزند دارد. فرزندانش همه در درجات عالی هستند. زندگی اش را هم اداره کرده است.

ام سلیمان، بانویی دیگر در حماسه کربلا

بانوانی که همراه کاروان امام بودند از اقشار مختلف بودند و از طبقات مختلف جامعه بودند. مثل کبشه  یا ام سلیمان که همسرش از یاران امام حسن بود که در زمان امام حسن پیک امام بود. امام حسن او را فرستاد به سمت بصره  که برود خبر بدهد. به دستور عبیدالله بن زیاد در همان زمان او را به شهادت رساندند. کبشه با پسرش آمد در کربلا در کنار امام حسین -علیه السلام- بود که پسرش به شهادت رسید و خودش هم اسیر شد. جزوه اسرای کربلاست و خدماتی را در روز عاشورا و بعد از عاشورا انجام داده است.

بانوان شهید روز عاشورا

خانم هایی که در کربلا شهید شدند یکی ام وهب بود که گفتم. یکی  عاتکه است که بنابر قولی فرزند مسلم بن عقیل است. در حمله ای که دشمن به خیام کرد زیر دست و پای اسب ماند و به شهادت رسید. یکی هم هانیه بود که نو عروس بود و جزو شهدای زن روز عاشوراست.

بانویی از لشگر عمر سعد

خانمی از طایفه بکر بن وائل بود  که با شوهرش در لشکر عمر سعد بودند. وقتی عمر سعد دستور داد که به خیمه ها حمله کنند،  وقتی دید آتش سوزی شد و حمله کردند به خیام و دختران و زنان حسین، اینجا این خانم شمشیر کشید و جلوی خیمه ها درمقابل لشکر عمر سعد ایستاد و فریاد زد: ای آل بکر بن وائل!  چطور ایستادید و دارند خیمه های آل رسول خدا را غارت می‌کنند و شما تماشا می کنید؟ مردانگی شما کجا رفته؟ غیرت شما کجا رفته؟ اینجاست که زن اراده ها را محکم میکند. شروع کرد به رجز خواندن  وشعاری داد که شد سرلوحه شعارهای شیعی که به خونخواهی امام حسین -علیه السلام- آن را به کار بردند. در آنجا صدایش بلند شد «یا لثارات رسول الله»  بعدها شعار تغییر کرد «لثارات الحسین» شد.  و الا اصل این شعار این خانم داده است و ریشه این شعار برای این شخصیت است.

همراهی همسران یاران حسین علیه السلام

امام شب عاشورا با آقایان اتمام حجت کرد و همه گفتند ما می مانیم. حضرت گفت: حالا که می‌خواهید بمانید، در نزدیکی اینجا قبیله بنی اسد است. خانم هایتان را به آنجا ببرید. فردا شما و من که کشته شدیم خاندان من را به اسارت می برند. زنان شما جزو این ها نباشد. ببرید تا در امان باشند. آنها آمدند پیش همسرانشان و قصه امام را گفتند. آنها هم یک صدا گفتند که ما هم در کنار زنان و همسران و دختران حسین -علیه السلام- می مانیم. مگر خون ما از خون آنها رنگین تر است؟ آنها هم بر ماندن پافشاری کردند.

همسران خولی

یکی از کسانی که بعد از کربلا نقش دارد دو همسر خولی است. سر مقدس حسین -علیه السلام- را عمر سعد به او دستور داد که ببرد و شب یازدهم آورد. خولی دو زن دارد که هر دو از شیعیان امیرالمومنین و دوستداران اهل بیت هستند. یکی عیوف و دیگری نوار.  هر دو وقتی فهمیدند که خولی چنین کاری کرده یکی لباس عزا به تن کرد و ماتم گرفت و شیون کرد و مجلس به پا کرد، آن یکی هم از خانه آمد بیرون و قهر کرد و دیگر به خانه خولی نیامد.

همسر یزید

هند زوجه یزید  هم حرکت عجیبی دارد. می‌دانید که فلج بود و به نیت استشفا به خانه امیرالمومنین آمد. امیرالمومنین به امام حسین فرمود و امام حسین برای او دعا کرد و شفا گرفت. بالاخره زن یزید شد. نوحه کرد و  مجلس عزا گرفت.

بانوان قبیله بنی اسد

بانوان قبیله بنی اسد در تهییج شوهرانشان بسیار نقش داشتند. بعد از این که روز عاشورا آمدند و کشته ها را دیدند، به شوهران شان گفتند شما که نرفتید کمک کنید، لااقل نگذارید بدن ها زیر آفتاب بماند.  در این باره خیلی کمک بودند.

رقیه و فاطمه دو دختر امام حسین علیه السلام

یکی دیگر از بانوانی که در کربلا بود و فرزند امام حسین است، رقیه است که در نقل های قدیمی کتب تاریخی ذکر نشده. و طفلی از اطفال حسین گفته شده. و یکی فاطمه صغرا است. ظاهراً کسالت داشتند و در مدینه بودند. همراه قافله نیامدند ؛ اما مبتلا به درد فراق عزیزانش بودند.

فاطمه کبری، بنت الحسین

اما کسی که مهم است فاطمه کبرا بنت الحسین است که در مقابل حضرت زهرا به او میگویند فاطمه صغرا؛ اما در کنار فاطمه خواهرش می‌گویند فاطمه کبرا. اهل بیت به اسم فاطمه خیلی علاقه داشتند. نام فرزندانشان را فاطمه می گذاشتند.  این خانم از دانشمندان جهان اسلام است. در بعد معنوی بی نظیر است. محدث و مبارز بود. در کربلا نقش های عمده‌ای داشت. روایات فراوانی را در جوامع روایی ما دارد که از فاطمیات یکی معمولاً ایشان است.  در کوفه خطبه خواند. خطبه کوفه حضرت فاطمه عجیب است. در این خطبه غرا گفت: ای اهل دروغ و نیرنگ و خدعه، ای اهل کوفه.  وقتی متن این خطبه را می خوانیم انسان تهییج و تشجیع می شود.  ایشان همسر حسن مثنی است. حسن مثنی در کربلا ۱۷ ساله بود. مجروح شد و فکر کردند کشته شده. از بستگانش که در لشکر عبیدالله بود آمدند و واسطه شدند و بردند. بعد در جنگ هایی که در بنی امیه برای خونخواهی برگزار شد مسموم به سمش کردند و شهید شد. شاید همان موقع ۳۵ ساله بود؛ اما در کربلا ۱۷ ساله بود. فاطمه کبری -سلام الله علیها- نو عروس بود و در سال ۱۱۰ یا ۱۱۷ قمری از دنیا رفت. آنقدر شخصیتش بزرگ است که امام حسین -علیه‌السلام- در روز عاشورا ودایع امامت را به او سپرد و گفت که بعدا این ها را به امام سجاد برسان. زندگی پر حادثه ای داشت. مصیبت های سنگینی را تحمل کرد. در مسئله شام دشمنان اهل بیت زیاد بودند.  این فاطمه بنت الحسین همان است که در مجلس یزید کسی به او نظر سوء داشت. او می گوید از ترس به لباس عمه جانم چسبیدم. البته زینب کبرا هم آن مرد را از خواسته اش پشیمان کرد. ایشان مادر انقلابیون است. سه فرزند دارد که  بعد از آن هر چه قیام بر علیه بنی امیه و بنی عباس صورت گرفت توسط فرزندان این خانم بود. یکی از آنها محمد نفس زکیه است. سادات طباطبایی و شرفای مکه از فرزندان او هستند. و همان کسی است که گوشواره را در کربلا از گوشه او کشیدند.

در انتشار این خبر سهیم باشید:

پاسخی بگذارید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر وبسایت امام جمعه کرج در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.