شرح حدیث معراج-94/5/21

مراتب صبر

فضای مجازی ۲۱ مرداد, ۱۳۹۴ ۱
  • درس اخلاق
  • ۲۱ / ۵ / ۹۴
  • کرج – مصلی امام خمینی

بسم ا… الرحمن الرحیم

الصلاه و سلام علی سید الانبیاء والمرسلین اباالقاسم محمد صلی وعلی آله الطبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه ا… فی الارضین و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین

خدای تعالی در ادامه حدیث معراج ، بعد از این که حالات اصحاب آخرت و اهل آخرت را معنا و بیان می کند، به بحث زاهدان می پردازد. زهد و بی رغبتی نسبت به دنیا ، حالات زاهدان،زاهدان چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند

در یک فرازی پیامبر صلی ا… علیه و آله از خدای تعالی سوال می کنند : این ویژگی هایی که برای زهد یعنی بی رغبتی به دنیا مطرح کردید آیا در امت من وجود دارد؟به امت من داده شده است؟اینها خیلی فضایل زیادی بوده. خدای تعالی در آنجا فرمود بله آن مقداری که به امت تو داده شده خیلی بیشتر از امت های دیگر است.

در ادامه رسول خدا صلی ا… علیه و آله شروع می کند برای اهل ایمان دعا کردن،این دعا در این قسمت از حدیث معراج مطالب زیبایی را بیان می کند.

به خداوند تعالی عرض می کنم که اللَّهُمَّ ارْزُقْهُمْ صَبْراً لَیْسَ بَعْدَهُ ضَجَرٌ.خدایا به این اهل ایمان صبری را عنایت کن که بعداز او دلتنگی نداشته باشند.

اهل صبر

صبر از بحث های مهم معرفتی و از مقام های سلوکی برای اهل معرفت و راهروان راه انسانیت است.

در منازل السائرین یعنی آن جایگاهی که اهل سیر و سلوک طی می کنند صبر یک مقام است.البته عرض کردم همه ما ها سالک الی ا…هستیم؛ به بیان قرآن کریم انسان ها را از گروه دیگری جدا نمی کنیم ، همه در حال سلوک اند ، لذا باید به آن مقامات عالیه برسند . توجه ودقت می خواهد ، تربیت اگر بشوند و آیات و روایات را عمل بکنند ان شاءا…به آن درجات می رسند . زیاد سخت نیست اگر چه جهاد اکبر است مواظبت کردن،مراقبت دائمی داشتن انسان را به مقامات می رساند.

عمده این است که انسان ارزش قائل باشد برای خودش ، ما نسبت به خودمان بی تفاوت هستیم ، خودمان را فراموش می کنیم ، نسیان خود داریم. انساء داریم،انساء یعنی فراموشی، یک صفت بدی است که مانع سلوک و مانع رشد انسان است.

حالا غرض بنده این است که ما همه در حال سلوک هستیم،اهل سیر درتهذیب روح باید اهل صبر باشند. صبر مقابل جزع است.صبر همان حبس النفس است یعنی نفس و جان خود را نگهداری و حبس بکنیم. خویشتن داری در مقابل رخ  داد ها،مسائلی که برای انسان پیش می آید ، انسان خویش را حفظ کند.

صبر یعنی انسان هنگام مواجهه با یک مطلبی مضطرب نباشد ، وقتی خودش را نگه دارد حالت اضطراب هم  نداشته باشداعتراض و شکایت هم  نکند،اعضا و جوارحش را هم در مسیر نا درست حرکت ندهد،پس معلوم می شوداهل صبر است . انسان صبور در درون مضطرب نیست ، در بیرون زبان به شکایت نمی گشاید و اعضا و جوارحش را کنترل می کند . بعضی ها ناراحت که می شوند نمی توانند خودشان را حفظ کنند. در مقام بیان زبان خود را نگه می دارد اما اعضا و جوارحش را نمی تواند نگه دارد.یا این که اعضا و زبان خودش را حفظ می کند اما در درون منقلب است.کلمه صبر از یک ماده گیاهی گرفته شده،گیاهی است به نام صبر که بسیار تلخ است و چشیدن تلخی آن تحمل می خواهد لذا هر سختی که تحمل بخواهد به آن می گویند صبر .

این صبر دارای درجاتی است. خدای تعالی در قران کریم مواردی اشاره می کند، در آیات  بیست و دو تا بیست چهار سوره رعد ” وَالَّذِینَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ … سَلاَمٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ “. ملائکه به استقبال کسانی که اهل صبر هستند می آیند، معلوم می شود که یک جایگاه ویژه است ” وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئًا”(۱۲۰ / سوره مبارکه ال عمران) اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید،  نیرنگ شان هیچ زیانى به شما نمى‏رساند. در آیه صد و بیست و هفت از سوره نحل فرمود: ” وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلاَّ بِاللّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَلاَ تَکُ فِی ضَیْقٍ مِّمَّا یَمْکُرُونَ ” و صبر کن و صبر تو جز به [توفیق] خدا نیست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نیرنگ مى‏کنند دل تنگ مدار .

انواع صبر

مکرر در آیات و روایات اشاره شده که صبوری سه دسته است ؛ یک وقت صبر در طاعت است ؛ یک وقت صبر در مصیبتاست و یک وقت صبر در معصیت است.  یعنی انسان در مقابل مصیبت هایی که می رسد صبوری کند.در مقابل مصیبت ها انسان آرام باشد، یک وقت در مقابل نعمت ها انسان باید صبوری بکند ، یک وقت در مقابل معصیت باید صبوری بکند . مواجه می شود با یک گناهی نعوذ ا…  ، یک صحنه ای برای او پیش می آید ، یک گناهی مقابل او قرار می گیرد ، صبر می کند ، حبس نفس می کند ، خویشتن داری می کند ، به آن عمل ، آن نگاه ، آن نوشیدن ، آن خوردن و آن رفتن دست دراز نمی کند ، به این عمل صبر در معصیت می گویند.

گاهی هم صبر در طاعت است . بندگی خداوند صبوری می خواهد ، سختی دارد . هفده ساعت روزه گرفتن سخت است.جهاد در راه خدا شمشیر زدن شمشیر خوردن سخت است ، امر به معروف طاعت و بندگی خداست بخواهید واردش شوید ملامت می شنوید صبر کردن می خواهد.این صبر در طاعت است صبر در بندگی خداست . آنهایی که مقابل معصیت صبوری کردند دیدند چه حالاتی برایشان پیش آمده،چه مقاماتی را خداوند برای آنها خواسته است.حضرت یوسف علیه السلام ، ابن سیرین ، رجبعلی خیاط ، اینها صبر کردند در مقابل معصیت هایی که برایشان پیش آمد بعد خداوند تعالی برایشان فضا هایی را ایجاد کرد.

صبر عوام

هر کدام از انواع صبر سه قسم دارد ؛ اول  صبر توده مردم است ، بنده و شما می خواهیم صبر کنیم ، اول کار است می خواهد  تمرین کند ؛آیات و روایات را خوانده می خواهد تمرین صبر کند ، پایین ترین مرتبه صبر، همین مرحله است. زبان به شکایت باز نمی کنند، مصیبتی برایشان وارد شده سکوت می کنند ، اعضا و جوارحشان را هم از کار نا مشروع باز می دارند. بنده خودم دیده ام بعضی ها تا مشکلی برایشان پیش می آید شروع می کنند نعوذ  با…  فحش دادن به خدا. یک شب خانمی به مسجد آمد ؛ گفت پدرم دارد از دنیا می رود و ما هم رو به قبله اش کرده ایم اما در این حال حرف هایی می زند که من از گفتنش خجالت می کشم .گفتم چه می گوید ؟ گفت شروع  کرده فحش می دهد . نعوذ با…  به خدا جسارت می کند.

وابستگی های غیر الهی

علاقه و محبت کوری و کری می آورد ؛ حب الشئ یعمی و یصم. انسان اگر  به چیزی علاقه پیدا کرد و محور آن علاقه اش خدا و حب الهی نباشد ، کور و کر می شود. بعد هر کس می خواهد آن محبوب را از او بگیردآن شخص مبغوض انسان می شود.یک چیزی را دوست دارد،پدرش نمی گزارد به آن برسد.پدرش مبغوض می شود،به پدرش بد و بیراه می گوید.دیگری مانع او می شود آن را می کُشد و از بین می برد تا بتواند به هدف و محبوبش برسد. دم مرگ می بیند خدا دارد قبض روحش می کند و او علاقه به دنیا دارد و دارند از دنیا جدایش می کنند،شروع می کند به بد و بیراه گفتن.

” اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ” این بشر با میخ هایی به زمین چسبانده شده است ؛ با میخ محبت مادر و پدر و برادر و خواهر و مال و ثروت و خانه و ماشین و مقام اینها . مثل این که انسان با میخی به روی تخت چسبیده شده باشد.

حالا قابضین ارواح سلام ا… علیهم هنگامی که می رسند و شروع به قبض روح می کنند ،آن کسی که سبک است می گوید بسم ا… برویم ، یک گلی را می دهند بو می کند . می بیند نقشه عوض شده،رفته به یک دنیای دیگر. از خداوند بخواهید اولین کریمه ای که از ما می گیرد جان ما باشد.

امیرالمومنین علیه السلام به خدای تعالی عرض می کند ” اللهم اجعل نفسی اول کریمه تنتزعها من کرائمی ” اولین چیزی که از من می گیری دستم را نگیر،چشمم را نگیر،پایم را نگیر مرا گرفتار در این راه نکن اولین چیزی که از من می گیری جانم را بگیر.ببینید دعایی را که امیر المومنین علیه السلام یادمان می دهند.

صبر توده مردم،زبانش را به شکایت باز نمی کند،اعضا و جوارحش را به کار نا مشروع وادار نمی کند اما قلبش مضطرب است. چون آیات و روایات امر به صبر نموده اند ، من هم ساکتم و چیزی نمی گویم ، اما از درون دارد می سوزد ، مضطرب و ناراحت است . مانند شمعی که دارد می سوزد و آب می شود . یک عده که اصلا صبر ندارند و اهل جزع اند که با آن ها کاری نیست . جزع مقابل صبر است ، می خواهد صبوری کند گناه نمی کند اما از درون مضطرب است. در مقابل خدا بندگی می کند صبوری می کند اما می گوید پس کی این هفده ساعت تمام می شود.شاید چیزی هم نگوید اما از درون اینطور باشد.یا در مقابل معصیت در دلش می گوید خدایا مگر من اینهمه نماز نخوانده ام،این چه بلایی بود سر من آوردی.فکر می کند اینهمه نماز خوانده خیلی کار کرده.این صبر توده مردم است.

صبر متوسطان

یک مقدار که صبر بالا آمد صبر متوسطان می شود که مرحله بالاتری است.این اشخاص عابدند صبر می کنند،زاهدند صبر می کنند.زهد یک مقام است،اما مقام بالایی نیست میان راه است.زاهد از تو حور می خواهد قصورش بین . قصر جمعش می شود قصور یعنی کاخ ها،قصور به معنای کمبود هم می شود. زاهد از تو حور می خواهد،حور یعنی حوریه و بهشت و از این چیز ها،قصورش بین یعنی کم کاریش بین،بروی بهشت به فکر قصر و این چیز ها باشی.

نصیحت آیت ا… میرزا هاشم آملی

خدا رحمت کند مرحوم آقا میرزا هاشم آملی را پدر آقایان لاریجانی ها. در قم مرجع تقلید بودند ؛ ایشان جزء شاگردان آقا ضیاء عراقی و انسان فرهیخته ای بودند خدای تعالی رحمتش کند. رفتم خدمتشان گفتم نصیحتی کنید مارا؛ ایشان هم نکاتی را گفتند.  در مورد قیامت گفتند ؛ گفتند من در دنیا هم دنبال زن نبودم حالا بروم آن جا بگویم حوری می خواهم،بعد فرمودند من شنیده ام که امام سجادعلیه السلام در مباحث معرفتی و امامت و اینها خیلی قوی کار کردند،از خدا می خواهم آنجا که رفتم دو تا درس برایم باشد؛ یکی امام باقر یا امام صادق علیهما السلام هر کدام شد و یک بحث هم با امام سجاد علیه السلام که بحث امامت را کار کنند،اگر شد که شد و گرنه می روم کشاورزی در بهشت ما دنبال حوری نمی رویم.

این صبر انسان های متوسط یا عابدانه است یا زاهدانه ؛ یا می خواهد برود بهشت یا نمی خواهد برود جهنم. عابد از شوق بهشت عبادت می کند ، زاهد از ترس جهنم.  می خواهد جهنم نرود کار هایش را انجام می دهد.می گوید اگر این کار را بکنم جهنم می روم ما حال سوختن نداریم.

یک عده صبورند زبانشان حرف نمی زند در درون هم اضطراب ندارند اما ذهنشان اینجاست که جهنمی نشوند یابروند بهشت، قلبشان هم مضطرب نیست قلبشان هم خیلی آرام است.زبان به شکایت باز نمی کنند اعضا و جوارحشان هم کار غیر عادی ندارند.اما حرفشان نرفتن به جهنم و رفتن به بهشت است. کاسبانه صبوری می کنند ، هم در معصیت هم در طاعت. یعنی اگر مصیبتی هم برایش پیش بیاید صبوری می کند.بچه اش مرده است صبوری می کند به امید بهشت.

صبر عارفان

مرحله سوم صبر عارفانه است که همه در این مسیر هستیم به امید خدا.صبر می کند برای رضای خدا،چون خد گفته است صبوری می کنم نه بهشت و نه جهنم،آیه ده سوره زمر” قُلْ یَا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِالدُّنْیَا حَسَنَهٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهٌ إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ”

بگو اى بندگان من که ایمان آورده‏اید از پروردگارتان پروا بدارید براى کسانى که در این دنیا خوبى کرده‏اند نیکى خواهد بود و زمین خدا فراخ است بى‏تردید شکیبایان پاداش خود را بى‏حساب [و] به تمام خواهند یافت یعنی صبرشان عارفانه است. خداوند برای صبر عارفان و صالحان بشارت می دهد. در سوره بقره آیه صد و پنجاه و پنج تا صد و پنجاه و هفت می فرماید :

 “وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ “

همیشه حواسشان به خدا است،آنهایی که این چنین اند عارفانه صبر می کنند،چون خودشان را مالک چیزی نمی دانند و وقتی انسان خود را مالک چیزی نداند هنگامی که آن چیز را از او گرفتند ناراحت نمی شود. اهل معرفت خودشان را تربیت کردند تا از مسیر انسانیت به درجات عالی انسانیت رسیدند . خودشان را مالک چیزی نمی دانند همه چیز را امانت دوست می دانند که در اختیار آنان به امانت گذاشته شده و روزی هم این امانت را از او می گیرند.آن موقع که در اختیارشان بود وابسته نبودند الان هم که ازشان می گیرند دلتنگ نیستند.

صبر میرزا جواد آقای ملکی تبریزی

روز عیدی بود آمده بودند دیدن میرزا جواد آقای ملکی تبریزی رضوان ا …علیه ، ایشان در روز عید جوانِ هفده هجده ساله خود را از دست دادند؛ فرزندشان را داخل اتاق قرار دادند و به همسرشان  گفتند : خدا امانتی را که داده بود پس گرفت،مردم آمدند عیدیشان را گرفتند و موقع رفتن به چند تن از آشنایان گفتند شما بمانید کارتان دارم گفتند چه کار دارید؟ گفتند بچه صبح از دنیا رفت کمک کنید تشییعش کنیم .صبور بودند به نعمتی که خدا به آنها داده بودند دلبسته نبودند که حالا ازشان گرفته اند ناراحت باشند؟ خداوند در سوره مبارکه بقره به مومنین درود می فرستد اما وقتی به صابران می رسد صلوات مخصوص دارند . “أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ “،درود و صلوات خدای تعالی بر این گروه باد . اینها درجات و مراحل صبر است.اینها را به همین سادگی ها نمی شود به دست آورد. باید با توجه و تامل و تمرین داشته به آن رسید . خدای متعال وقتی می خواهد از بندگان خاصش تعریف کند می فرماید :

” وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ  … إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ  ” سوره ص آیات ۴۱ الی ۴۴

اولا عبد بود دوما نعم العبد بود،انسان تا عبد نشود مقام پیدا نمی کند. وقتی که عبد خداوند شد به معراج می رود و قرآن بر او نازل می شود.وقتی که عبد شد خدا او را هدایت می کند.

خاصیت صبر

صبر چه خاصیتی برای ما دارد؟ امام صادق سلام ا… علیه فرمودند ” الصبر من الایمان بمنزله راس من الجسد” شما اگر یک انسان را فرض کنید که دست دارد، پا دارد، سر دارد،سر چه مقدار مهم است؟ فَاذا ذهب راس الجسد اگر سرش را قطع کنیم حیات جسد از بین می رود . اگر صبر را از کسی بگیریم ذهب الایمان،ایمان از بین می رود چون این صبر در طاعت در معصیت در اطاعت نقش دارد.همان صبر ابتدایی هم گرفته شود ایمان از بین می رود صبر دوم و سوم پیش کش ما در همان اولی خودمان را باید تمرین دهیم.

نشانه های صابران

علی ابن ابی طالب علیهما السلام به نقل از رسول خداصلی ا… علیه و آله فرمودند : نشانه انسان صابر سه چیز است؛ یک تنبلی نمی کند. معلوم می شود که آدم تنبل صبور نیست،دوم دلتنگ نمی شود آنهایی که دلتنگ می شوند صبور نیستند صبوری ندارند . از خدا شکایت می کنند که خدا این چه زندگی است که برای من درست کرده اید ؟ مگر من چه گناهی کرده ام؟ چرا هر چی بدبختی است سر من می آید؟ همینطور شروع می کند به نالیدن . بعد حضرت اینجا توضیح داده اند که چرا اگر تنبلی کند حق را از بین می برد. آدم کسل دین را از بین می برد اگر دلتنگی داشته باشد شکر گزار نیست . آدم دلتنگ آه می کشد یعنی شکر گزار نیست و کسی که از خدا شکایت بکند عصیان کرده است. امیرالمومنین علیه السلام فرموده صبر، مصیبت سنگین را آسان می کند ،صبر ضامن پیروزی است، صبر بلا را از بین می برد ، صبر رذیلت را از بین می برد. این جا می فهمیم حضرت زینب کبری سلام ا…علیها که صبر و صبوری داشتند یعنی چه. مصیبت خیلی سنگین بود بلایی سنگین بود صبر آن را سبک می کند از او پرسیدند چه طور دیدی فرمودند ما رایت الا جمیلا من همه را زیبا دیدم چون خدا داده بود؛ یکی یکی گرفت همه برای اوست و من مقابل خدا تسلیم هستم حضرت زینبسلام ا… علیها چه بلا ها و سختی هایی را در طول پنجاه و هفت سال کشیدند. می گوید همه از جانب اوست و من تسلیم هستم و کسی که تسلیم است باید قبل از آن مقام صبر را به دست آورده باشد.

در انتشار این خبر سهیم باشید:

یک دیدگاه

  1. جاهد ۲۵ فروردین, ۱۳۹۸ در ۱۱:۵۰ - Reply

    باسلام
    مطلب بسیار مفید و جامعی بود.
    بسیار ممنونم از اینکه اینگونه مطالب رو در سایت و در دسترس قرار داده اید.
    آیا مجاز است با ذکر منبع در مباحثی که پیش خواهد آمد از این مطالب استفاده کنم؟

پاسخی بگذارید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر وبسایت امام جمعه کرج در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.