بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین، صلا و سلام علی سید الأنبیاء و المرسلین، عبدالمعید و رسول المصّدق، ابیالقاسم المصطفی محمد و علی آل طیبین الطاهرین المعصومین، سیما بقیه الله الأعظم فی العرضین، و لعن أعدائهم أجمعین الی قیام یوم الدین.
فی محکم کتابه و «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا» قسمتی از آیه ۱۰۳ سوره مبارکه آلعمران است. امروز روز چهارم از جزء چهارم، سوره مبارکه آلعمران و آیه ۱۰۳ که آیه مورد بحث است. البته آیه مفصل و مضمون اصلی آن «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا» است: همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید.
این ریسمان الهی موارد متعددی دارد. این حبل الله میتواند قرآن باشد، اسلام باشد، هر وسیلهای که بتواند وحدتبخش برای ما باشد. این را میتوانیم حبل الله بنامیم که حالا توضیح خواهم داد بیشتر تا روشن شود. یعنی این حبل که اینجا گفته و «واعتصموا بحبل الله»، هم مصادیق مادی دارد هم مصادیق معنوی. شیء ممتد، بلند و طویلی که وسیله رسیدن به مقصد یا بستن یک شیء محکم باشد، به آن میگویند حبل. مثلا طنابی که میگیرند، بحث میکنند، به یک جای دیگر میرسانند؛ مثلا میگویند این طناب را بگیر و برو تا به مقصد برسی. یک وقت وسیله رسیدن به مقصد است، یک وقت همین طناب را میگیرند، چیزی را به چیزی محکم میبندند. به این هم حبل میگویند.
________________________________________
حبل:
حبل این است. حالا هم جهت مادی دارد هم معنوی. معنای لغویاش همین است. در همین سوره مبارکه (یعنی در آیه قبل) فرمود: «ومن یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم». کسی که معتصم بالله بشود، او به صراط مستقیم هدایت شده. این آیه هم کلمه اعتصام را دارد، یعنی محکم شدن، چنگ زدن. و «واعتصموا بحبل الله» یعنی به حبل الهی چنگ بزنید. آنجا در آیه ۱۰۱ میفرماید: «ومن یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم». اما در این آیه شریفه اعتصام را آورده، حبل را هم آورده، «جمیعا» هم آورده. «واعتصموا بحبل الله جمیعا».
چنگ زدن:
خب، این «جمیعا» آورده تا ما را متوجه این نکته بکند که اعتصام به حبل الهی عمل فردی تنها نیست. یعنی شما درست است که باید از نظر فردی اعمالتان را برای خدا انجام دهید، اما توی مباحث مهمتر، مباحث اجتماعی و مسائلی از این دست، اعتصام آن چیزی است که مورد نظر خدای تعالی است. به اعتصام اجتماعی توجه کنید. جامعه از اجتماع است و در اعتصام، اجتماع مورد نظر خداست. اجتماع گروه، یعنی گروهی به ریسمان خدا چنگ بزنید. یک دانه یک دانه بروید خدایی بشوید به درد نمیخورد، کاری از پیش نمیرود. اسلام میخواهد انسانها برای رسیدن به خواستههای مادی و معنویشان باهم متحد باشند، تنها کاری انجام ندهند، اجتماع داشته باشند و بر محور دین حق که عامل تأمین مصالح معنوی بشر است، اقدام کنند. همه متحد شوند. اتحادشان فقط مصالح مادیشان نباشد.
امکان دارد عدهای یا گروهی به خاطر رسیدن به بعضی از مطامع و مصالح مادی با همدیگر اجتماع داشته باشند. اسلام با این کاری ندارد، زیاد به آن معنویت کار دارد. لذا قرآن کریم تأکید میکند همبستگی اجتماعی باید بر محوری باشد. دین باید محور باشد. محور اجتماع باید حبل الهی باشد. پس اصل پیوند و اتحاد بدون محوریت دین مورد نظر اسلام نیست. مورد نظر اسلام محوریت دین است.
اگر مسائل معنوی محور بودند، ارزش دارد. لذا در آیات دیگر هم تأکید بر محوریت دین شده. مورد نظر فقط همین دور هم بودن نیست. دور هم یک محور میخواهد. آن محور دین است. میگوییم آقا اسلام به اجتماع نظر دارد. اسلام میگوید باید مستجمع باشید. اسلام میگوید باید اتحاد داشته باشید. اسلام میگوید تفرقه نداشته باشید. خب، محورش چه چیزی است؟ محورش دین است.
________________________________________
محور دین:
در سوره مبارکه انعام آیه ۱۵۳ فرمود: «وأن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه». دین را میگوید. دین صراط من است. صراط مستقیم که شما باید تبعیت بکنید و حول آن بچرخید دین است. «ولا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله». راههای متفرقه را نروید که از راه اصلی که همان دین است، متفرق بشوید. راه، راه است. این همان راه راستی است که مورد نظر است. یعنی این است: «هذا صراطی مستقیما». یعنی راه راست من این است. پس در این راه قدم بگذارید و از راههای دیگر پراکنده نشوید، متفرق نباشید. آن چیزی که شما را متحد میکند راه راست من است.
البته آیات در اینباره زیاد است. من فقط نمونه آوردم، آن دو سه تا آیه قبلی را هم شاهد آوردم و الّا بحث اتحاد و تفرقه نداشتن در دین و اینها آیات فراوانی در قرآن آمده.
روحیه تکروی:
یکی از آن صفات مذموم که انسان به آن مبتلاست و به شدت هم مذمت شده، روحیه تکروی است. عدم احساس نیاز به دیگران در کارهای مهم اجتماعی. این مورد عظمت اسلام است. بهخصوص مسائل فرهنگی. توی مسائل فرهنگی، تکروی زیاد ثمره ندارد. در این امور اگر وحدت و هماهنگی و انسجامی بر اساس دستورات الهی و بر اساس دستور دین و وحی باشد و اگر بر آن اساس انجام نشود، خسران فراوان، ضرر فراوان خواهد بود.
یک کسی بلند شود و یک تصمیم بگیرد، یک کاری انجام دهد، نفر بعد یک کاری میکند و تصمیم دیگر میگیرد، کار دیگر انجام میدهد. الان ببینید شما، همین راجع به مسائل اجتماعی! چقدر گروههای مختلف فکر میکنند، تصمیم میگیرند، یک کاری انجام میدهند. چندین دستگاه راجع به مسائل فرهنگی نظر میدهند، کار پیشنهاد میدهند، بودجه دارند، هزینه میکنند. اما کار پیش نمیرود. انسجام لازم را با همدیگر ندارند.
متأسفانه، همیشه به دوستان میگویم: همه مثل منشور عمل میکنند. منشور دیدید؟ یک نور قوی و پرقدرت را از توی منشور رد میکند، میشود هفت رنگ. آن نور متمرکز را میآورند، قشنگ میشود، طیف زرد، بنفش، قرمز، رنگارنگ میشود. اما خب! رنگینکمان چه دردی میخورد؟ یک چند لحظه هست، بعد میرود. یک شادی مختصر میآورد، اما اگر همه این نورها را جمع کردیم، از لیزر عبورشان دادیم، متمرکزشان کردیم، در یک جا متمرکز شد، یا یکجا را میسوزاند یا یکجا را سوراخ میکند، یا یک کاری انجام میدهد. نورهای متفرق را متمرکز کنیم. مثل لیزر عمل بکنیم. این خیلی بیشتر ارزش دارد تا یک نور متمرکز را متفرقشده کنیم. این هنر متأسفانه در میان دوستان فرهنگی ما در سطوح مختلف وجود ندارد. تمرکز لازم را انجام نمیدهند، نرمافزار کار انجام نمیدهد. متمرکز نمیکند. لیزری عمل نمیکند.
حضرت امیر تأکید دارند: استبداد به رأی، به هلاکت میرساند. در روایت داریم امیرالمؤمنین فرمودند: «من استبدّ برأیه هلک». کسی که استبداد به رأی داشته باشد، خودرأی باشد، به هلاکت خواهد رسید. اما هر کسی با دیگران مشورت کرد، مشاورهای داشت، با دیگران مشورت کرد، او در عقل انسانهای دیگر شریک است.
الرجال شارک حاف بی عقولها. کسی که با انسانهای متعددی مشاوره کرد، در عقول آنها شریک میشود. یک نفر زاویه دیدی دارد، دیگری زاویه دید دیگری دارد، و در نتیجه دید انسان وسیعتر میشود. شما یک گوشهای را میبینید، کس دیگری گوشهای دیگر را میبیند، و انسان دیگری دیدگاه دیگری ارائه میکند. بنابراین، عقلهای متعدد و آراء جمعی میتواند دیدگاهها را کاملتر کند.
الآن یکی از علتهایی که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه نقش کمی دارد ـ با آنکه اهمیت بسیار بالایی در روایات و قرآن به آن داده شده است ـ همین است که گروهی انجام نمیشود. در همین سوره مبارکه آلعمران که امروز آیهای از آن تلاوت شد، خداوند میفرماید: «ولتکن منکم أمه یدعون إلی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر وأولئک هم المفلحون». خیلی جالب است که در بحث امر به معروف و نهی از منکر، خداوند بر لزوم انجام آن به صورت گروهی تأکید دارد.
تمام ما وظیفه داریم که در مباحث روزمره امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهیم؛ اما تأکید قرآن این است که این عمل باید به صورت گروهی تاثیرگذار باشد. خداوند میفرماید: «ولتکن منکم أمه» یعنی باید گروهی شوید و این کار را پیش ببرید. بهصورت مجرد و تکی مثمر ثمر نیست. مثل این است که یک نفر بخواهد با یک دست صدایی ایجاد کند. کاری از پیش نمیرود، مگر آنکه بهصورت هماهنگ جمعی و گروهی عمل کنیم.
در همین قرآن خداوند تأکید میکند: «أمه»، یعنی یک ملت یا گروه. همین حالت جمعی است که مؤثر است. شما ببینید در تاریخ اسلام، حتی آنهایی که در مقابل امام حسین(ع) ایستادند، هم یک امت بودند. امام حسین(ع) فرمود که قیام من برای برگرداندن سنت پیامبر (ص) و مواجهه با انحراف است. تأکید ایشان بر عمل به معروف و نهی از منکر بود که بر همین اساس قیام کردند: «إنی أرید أن آمر بالمعروف وأنهی عن المنکر». اما کسانی که در مقابل ایشان ایستادند، دشمنی آنها نیز صورت گروهی و امتگونه داشت. لذا در زیارت ایشان میگوییم: «لعن الله أمهً قتلتک».
اگر بخواهیم موفق باشیم و کارها را پیش ببریم، نباید بهصورت فردی اقدام کنیم، بلکه باید به شکل یک امت عمل کنیم. امت به معنای یک مجموعه از انسانهاست که درباره یک موضوع مشخص باهم متحد شدهاند. اگر این اتحاد نباشد، امر به معروف و نهی از منکر نیز از بین میرود.
همافزایی و اتحاد:
در هر جامعهای، هر فردی دارای استعدادها و تواناییهای مشخصی است. هرکدام از ما ویژگیهای خاصی داریم. یکی گرمایی است، یکی سرمایی؛ یکی زود میخوابد، دیگری کمخواب است. بالاخره هرکسی ویژگیهای ظاهری و استعدادهای متفاوتی دارد. یکی نجاری بلد است، دیگری بنایی بلد است. توانمندیهای انسانها مختلف است. اگر این توان افراد باهم جمع شود و همافزایی داشته باشد، تأثیر آن به شکل تصاعدی بالا میرود. عقل هم میگوید که انسانها باید با یکدیگر متحد باشند و همافزایی داشته باشند تا به مقصد برسند.
اگر هم در برابر شما دشمنی پیدا شد، وقتی متحد باشید و باهمدیگر حرکت کنید، میتوانید با آن دشمن مقابله کنید و دشمنی او را خنثی سازید. اما با تفرقه، انسان به مقصد نمیرسد. فرض کنید جمع ما تصمیم بگیرد باهم سفر کنیم و سوار اتوبوسی شویم. یکی میگوید برویم شمال، یکی دیگر میگوید جنوب، یکی مشهد، یکی کربلا. هرکسی یک نظری دارد، در نهایت اتوبوس اصلا از جای خودش حرکت نمیکند. راننده میگوید من دیوانه شدم! شما بروید سراغ راننده دیگری.
________________________________________
خداوند در قرآن تأکید میکند: «واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا». این یعنی شما باید بر محور دین باهم اتحاد داشته باشید تا به مقصد برسید. کلمه «عروه» در قرآن کریم هم بهمعنای دستگیرهای است که انسان به آن تکیه میکند و بهوسیله آن مسیر خود را ایمن میسازد. مثلا کسی که میخواهد از پله بالا برود، دستش را به دستگیرهای میگیرد تا از سقوط یا لغزش نجات پیدا کند.
عروه الوثقی:
برای آنکه این دستگیره اعتمادپذیر باشد، باید بهطور کامل محکم و قابل اتکا باشد. به این دستگیره در قرآن «عروه الوثقی» میگویند. یعنی دستگیرهای که انسان میتواند با اتکا به آن، مسیر خود را ایمن و مطمئن طی کند و از لغزش دور شود. خداوند میفرماید: دستگیره محکم و قابل اعتماد که شما را نجات دهد، ریسمان من است: «واعتصموا بحبل الله جمیعاً». فقط ریسمان الهی است که چنین خاصیتی دارد. ریسمانهای دیگر قابل اعتماد نیستند. آنها در حقیقت ریسمان نیستند، بلکه همانند تار عنکبوتاند.
تارهای عنکبوت گاهی شکل شکیل و منظمی دارند. شاید یک تار دو متری بین دو درخت بسته شده باشد. زیبا و ظریف به نظر برسد. اما با یک فوت یا با یک وزش نسیم از بین میرود. حالا فرض کنید کسی که در یک پرتگاه ایستاده، به چنین تار عنکبوتی تکیه کند و بگوید: “من به این تار اعتماد دارم.” کاملا واضح است که سقوط خواهد کرد.
این تارها مثل تار عنکبوت دوام ندارد. اگر در پرتگاه ریسمانی نباشد که واقعا محکم و قابل اعتماد باشد، نمیتواند انسان را از سقوط نجات دهد. آن ریسمان محکم فقط ریسمان الهی است. خداوند در همین آیه میفرماید: «واعتصموا بحبل الله». اگر به ریسمان الهی چنگ بزنید، شما را از نابودی و لغزش نجات میدهد. سایر دستگیرهها و تکیهگاهها تار عنکبوتاند و با آنها نمیتوان به مقصد رسید.
پس، انسان ذاتا به دنبال یک تکیهگاه امن و قابل اعتماد میگردد. خداوند هم میفرماید: ریسمان محکم و قابل اعتماد من هستم؛ «حبل الله». این ریسمان است که میتواند شما را حفظ کند.
ریسمان الهی چنگ بزنید، زیرا این ریسمان گسستنی نیست: «لَمْ فِصامَ لَها». این ریسمان هرگز قطع نمیشود. به آن تکیه کنید که ریسمانی محکم و استوار است. «عُرْوَهُ الْوُثْقی» که هرگز گسستنی نیست.
این ریسمان الهی مصادیق مختلفی دارد؛ یکی از مصادیق آن قرآن است. حالا سؤال این است که به چه چیزی انسان باید اعتماد کند؟ آن ریسمان چیست که میشود به آن اعتماد کرد؟ یکی از این مصادیق، قرآن کریم است. در روایتی که به توصیف قرآن میپردازد، آمده است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «القرآن هو حبل الله المتین». قرآن ریسمان محکم الهی است.
پس قرآن، یکی از مصادیق حبل الله است. این ریسمان الهی هم متین است، هم استوار و هم قابل اعتماد؛ «عُرْوَهُ الْوُثْقَی». یکی دیگر از مصادیقش اسلام است. دیگری، اهلبیت علیهمالسلام است. همچنین، ارتباط مستقیم با خود خداوند متعال. تمام اینها در آیات و روایات مستند است و ما میدانیم که این ریسمان الهی، وسیلهای است که خداوند ما را به آن دعوت کرده است.
ریسمان الهی، وسیله ارتباط با خدا:
در آیهای در سوره مبارکه مائده آمده است که خداوند میفرماید: «وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ»؛ یعنی بهسوی خدا وسیلهای بگیرید. این وسیله همان ریسمان الهی است که انسان را به خداوند متصل میکند. این همان چیزی است که به «عُرْوَهُ الْوُثْقَی» نیز تعبیر میشود؛ یعنی دستگیره محکم و استواری که انسان میتواند به آن اعتماد کند و به مقصد برسد.
توسل به اهلبیت علیهمالسلام نیز از همین باب است. آنها هم وسیله هستند، هم ریسمان، هم عروه، و هم حبل الله. امام کاظم علیهالسلام در تفسیری از این آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا»، فرمودند: «این ریسمان الهی که ما باید به آن چنگ بزنیم، علی بن ابیطالب علیهالسلام است».
اهلبیت بهعنوان ریسمان الهی:
از امام کاظم علیهالسلام سؤال شد که این آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ» به چه چیزی اشاره دارد؟ حضرت فرمودند: «علی بن ابیطالب». این حبل الله، یعنی ریسمان الهی، که ما به آن چنگ بزنیم، ما را حفظ میکند، از انحراف بازمیدارد، ما را به مقصد میرساند، و راه را برایمان هموار میکند.
امام باقر علیهالسلام نیز در روایتی فرمودند: «ما ریسمان الهی هستیم». اهلبیت علیهمالسلام که عصمت و طهارت دارند، بهعنوان ریسمان الهی مطرح میشوند؛ یعنی ریسمانی که میتواند عامل انسجام و وحدت در جامعه باشد. علی بن ابیطالب علیهالسلام، خود یکی از عوامل مهم وحدت است. اما دشمن کاری کرد که علی علیهالسلام بهجای اینکه عامل وحدت باشد، وسیلهای برای تفرقه بین مسلمانان شود.
اهمیت اجتماع و اتحاد مسلمانان:
برمیگردیم به نکتهای که ابتدا عرض کردم؛ اتحاد و اجتماع مسلمانان. از همین آیه شریفه نیز فهمیده میشود که مسلمین باید باهم متحد باشند. این همان چیزی است که دشمن امروز نشانه گرفته است. آنها با انواع حیلهها تلاش میکنند که اجتماع مسلمین شکل نگیرد و اتحادشان از بین برود.
دشمن همه تلاش خود را میکند تا فرق مسلمین، چه در جهان اسلام و چه در داخل هر کشور، وحدتشان را از دست بدهند. بسیار جالب است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنانی فرمودند: «امروز در میان دردهای گوناگون مسلمانان، آنچه از همه دردناکتر و امالأمراض است، تفرقه بین مسلمانهاست.» این همان نکتهای است که قرآن نیز بر آن تأکید دارد: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا».
تفرقه، عامل ضعف جوامع مسلمان:
در سطح جهانی، دشمن با ایجاد تفرقه کار میکند. در داخل کشور نیز اختلافات، تنشها، کشمکشها، غیبتها، تهمتها، نمامیها، افتراها، دروغها، خودخواهیها، و تکبرها باعث میشوند که اجتماع مسلمین از هم پاشیده شود.
این اختلافها باعث میشود که مسلمانان دچار ضعف شوند و دشمن فرصت استفاده پیدا کند. قرآن کریم در سوره مبارکه انفال (آیه ۴۶) میفرماید: «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ». یعنی اگر نزاع و تفرقه کنید، فشل میشوید و قدرت و نیروی خود را از دست میدهید. اما اگر صبر کنید و اطاعت خدا و رسولش را داشته باشید، میتوانید پیش بروید و پیروز شوید.
هشدار امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره تفرقه:
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: «از پراکندگی بپرهیزید، زیرا انسان جداشده از مردم، طعمه شیطان خواهد شد؛ همانگونه که گوسفند جداشده از گله، طعمه گرگ میشود.» اگر ما تفرقه و تشتت داشته باشیم، چه در داخل کشورها، چه در سطح بینالملل و جامعه اسلامی، دچار همان ضعف و تزلزلی میشویم که دشمنان ما به دنبالش هستند.
پس آنچه امروز از این آیه سوره مبارکه آلعمران یاد میگیریم، این است که باید حول محور الهی متحد باشیم. این درس بزرگی است که قرآن به ما میدهد.
اشارهای به مسائل اخلاقی دیگر:
در میان مطالب اخلاقی، یکی از نکاتی که باید یادآوری کنم این است که گاهی سختگیریهای بیموردی در مسائل جزئی میان مردم رایج میشود. مثلا برخی افراد درباره ناخن گرفتن اشکالات عجیبوغریبی مطرح میکنند. درحالیکه، طبق روایات، ناخن بلند کردن برای خانمها اشکالی ندارد، به شرط اینکه به زینت آن توجه شود و نامحرم آن را نبیند. البته افراط در آن صحیح نیست، اما به میزان معمول ایرادی ندارد.
خداوند دل ما را ظرف معارف خود قرار دهد و توفیق عمل به همه این معارف را به ما عنایت کند. والحمدلله.